آمار سایت

بازدیدکنندگان : 5129318
ما 164 مهمان آنلاین داریم
یک سوزن به خود، یک جوالدوز به دیگران چاپ فرستادن به ایمیل
خبر
شنبه, 27 آبان 1396 ساعت 07:27
دکتر موسی میرزایی / پس مهمترین انتظاری که از دولت می‌رود بکارگیری و استفاده از مدیران بحران است نه مدیران بحران‌آفرین و آنها که به آمارهای غیرواقعی بسنده می‌کنند، مدیرانی که متأسفانه امثال آنها در همین استان ما هم وجود دارند و نمونه بارز آن را در ارائه آمار یکی از مسئولین در جریان سفر زوار اربعین و ارائه آمار 600 هزارنفر به عینه مشاهده کردیم!

 

غرب آنلاین دکتر موسی میرزایی/ زلزله، واژه‌ای است که گوش مردم ایران به شنیدن آن عادت کرده است، واژه‌ای که هربار بر دلها لرزه می‌اندازد و پس از چندین پس‌لرزه بر افکار عمومی، دوباره خاموش و به دست فراموشی سپرده می‌شود.
مردم و مسئولین در روزهایی که خبری از زلزله نیست با خیالی آسوده و آرام به دنبال گذران زندگی و امورات بوده و کمترین توجهی برای آمادگی در برابر این حادثه طبیعی که همواره آمدنش بی‌خبر و فاقد پیش‌بینی است ندارند اما هنگامی که می‌آید و سیطره‌اش را بر احوال و اخبار جامعه حاکم می‌کند آنگاه شاهد انتشار تصاویر کودکان و زنان و خرابی‌ها توسط مردم و خبرنگاران و دعوت از مردم و دولت برای کمک به زلزله‌زدگان و از طرفی، سرکشی و اعزام مسئولین به نقاط زلزله‌زده برای تسریع در امر کمک و دلداری به قربانیان می‌باشیم و تازه این شروع ماجرایی جدید است که مردم به مسئولین ذیربط نسبت کم‌کاری و بی‌برنامگی می‌دهند و مسئولین هم با ارائه گزارش و آمارهایی سعی در نشان دادن عملکرد مثبت خود در حادثه دارند.
هدف نگارنده از بیان این سطور، همان یادآوری ضرب المثل «یک سوزن به خود و یک جوالدوز به دیگران» است و اینکه مردم و مسئولین در هنگام وقوع حوادث غیرمترقبه و خصوصاً زلزله، هرکدام وظایفی برعهده دارند که به آن پرداخته می‌شود.
وظایف مسئولین
از انجا که وقوع زلزله قابل پیش‌بینی نیست، اما بحث اصلی بر سر مدیریت پس از وقوع حادثه و بحران پیش‌آمده است که با عنوان «مدیریت بحران» شناخته می‌شود.
به‌طورکلی از عدم انطباق بین نیازها و منابع بحران با عنوان «بحران» یاد می‌شود و کنترل شرایط نابسامانی که با وقوع بحران ایجاد می‌گردد را «مدیریت بحران» می‌نامند و روند آن هم شامل کاهش تقاضا، افزایش عرضه و برنامه‌ریزی و نظارت بر بحران است که متأسفانه در ایران تنها به افزایش عرضه توجه می‌شود و سایر موارد با بی‌توجهی مواجه می‌گردد.
اینجاست که وجود شخصی به نام «مدیر بحران» بیش از پیش احساس می‌شود که باید دارای تخصص لازم و اختیارات کافی بوده و قبل از وقوع حادثه، با تمام امکانات در اختیار، وضعیت را برای مواجهه با بحران آماده سازد، مواردی همچون ایمن‌سازی و ساخت و سازهای اصولی، آموزش‌های عمومی، تربیت نیروهای تخصصی و مردمی برای مواقع بحران و اقداماتی از این دست از وظایف و کارهای یک مدیر بحران می‌باشد.
پس مهمترین انتظاری که از دولت می‌رود بکارگیری و استفاده از مدیران بحران است نه مدیران بحران‌آفرین و آنها که به آمارهای غیرواقعی بسنده می‌کنند، مدیرانی که متأسفانه امثال آنها در همین استان ما هم وجود دارند و نمونه بارز آن را در ارائه آمار یکی از مسئولین در جریان سفر زوار اربعین و ارائه آمار 600 هزارنفر به عینه مشاهده کردیم!
وظایف مردم
در اسفندماه سال 1389 زلزله‌ای با قدرت 9 ریشتر شهرهایی از ژاپن را لرزاند و به تبع آن نیز سونامی به وقوع پیوست و بیش از 21 هزار نفر کشته و میلیون‌ها نفر بدون سرپناه و مایحتاج اولیه ماندند اما هیچ‌گونه بی‌نظمی و هرج و مرجی در جریان کمک‌رسانی به مردم و شکایت از جانب مردم شنیده نشد!
نگارنده خوب به یاد دارد که آن روزها در بخش خبری ساعت 14 گوینده اخبار در ارتباط مستقیمی که با خبرنگار صداوسیما در محل حادثه داشت به او گفت که خبرهای بسیاری از کمبود موادغذایی و نیاز شدید مردم و درخواست آنان برای کمک مخابره شده است و لابد مردم به فروشگاه‌ها و مراکز پخش موادغذایی و کمک‌رسانی هجوم برده‌اند، ولی خبرنگار به او گفت که اصلاً چنین نیست و مردم ژاپن با دولت و مسئولین خود همراه هستند و سعی در کمک به آنها برای حل مشکل دارند!
خبرنگار توضیح می‌داد که صف‌های طولانی و منظم در جلوی فروشگاه‌ها و مراکز امدادرسانی تشکیل شده است اما هنگامی که موادغذایی تمام می‌شود مردمی که نتوانسته‌اند کمکی دریافت کنند بدون هیچ اعتراضی برمی‌گردند و فردا دوباره مراجعه می‌کنند و جالب اینجاست آنها که دیروز کمک دریافت کرده‌اند روز بعد اجازه می‌دهند تا آنها که دیروز دست خالی برگشته‌اند کمک دریافت کنند و اگر چیزی باقی ماند آنها هم دریافت می‌کنند و این چرخه با نظم مثال‌زدنی ادامه دارد تا بحران پشت سر گذاشته شود و این همکاری و همدلی مردم با مسئولین برای مقابله با بحران را نشان می‌دهد.
متأسفانه در روزهای اخیر کلیپ‌‌ها و تصاویر زیادی در فضای مجازی پخش شده است که نحوه مواجهه مردم زلزله‌زده با کمک‌های مردمی و دیگر نهادها را نشان می‌دهد که البته تنها مختص به این منطقه نیست و قبلاً هم در سایر نقاط کشور به کرار و بعضاً با شدت بیشتری مشاهده شده است.
در اینکه حادثه تلخ و آلام زلزله‌زدگان بسیار است شکی نیست اما ازدحام و ترس از اینکه مبادا فردا، و نه امروز، چیزی از کمک‌ها برای افراد باقی نماند باعث شده تا صحنه‌های تأسف‌باری رقم بخورد و ای کاش کمی از رفتار مردم ژاپن در مواجهه با بحران‌ها الگو می‌گرفتیم.
البته از حق نگذریم که در روزهای اخیر مردمان گوشه گوشه ایران و خصوصاً همزبانان زلزله‌زده کرمانشاه در استان ایلام، آستین همت را برای حمایت و دلداری مردم داغدیده و حادثه‌دیده این حادثه تلخ بالا زدند و اقدام به تهیه و ارسال کالاهای مورد نیاز برای مردمان رنج‌دیده کردند و این کار کماکان ادامه دارد و خبرهایی هم از امتناع عزیزان کردزبان از پذیرش آنها و توصیه برای ارسال به دیگران کرده‌اند و این همان معنای همان ایثار است که اولیا و انبیای الهی به آن سفارش کرده‌اند و باید به این عزیزان که با وجود رنج و آسیب ناشی از زلزله، به فکر سایر همنوعان خود هستند تحسین گفت و در برابر شعور آنان سر تعظیم فرود آورد.
اما در کنار این مورد همکاری مردم، باید تلاش آنان برای فراگیری آموزش‌های لازم جهت مواجهه با زلزله و نیز رعایت اصول ایمنی و خصوصاً در ساخت و سازها را مدنظر قرار داد.
امید است روزی برسد که هرکدام از ما بتوانیم به وظایف خود و نیز وظایفی که در قبال یکدیگر داریم به خوبی عمل کنیم و در وهله اول شاهد هیچ‌گونه بلای غیرمترقبه نبوده و سپس شاهد انتشار تصاویر و رفتارهایی که در روزهای اخیر منتشر شده، نباشیم.

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

JSG_SUPPORT