آمار سایت

بازدیدکنندگان : 4801121
ما 114 مهمان آنلاین داریم
فخر و فقر؛ تئاتر استخوان درد چاپ فرستادن به ایمیل
خبر
شنبه, 18 شهریور 1396 ساعت 18:06
معصومه علی حسینی / نمایشنانامه زیبای استخوان درد و انتخاب هنرمندانه گروهی از هنرمندان که بی هیچ الایشی و با تسلط وصف نشدنی واقعیت تلخ جامعه را روایت می کردند انسان را مسخ و غافل از وضعیت نابهنجار که از نطر جسمی در ان قرار داشت، میکرد بازیگران گویا زندگی را بازی میکردند و به تصویر می کشیدند بیان  ماهرانه درد و رنج ناشی از اعتیاد و فقر و بیکاری، بین جسم و روح بیننده فاصله ای عمیق می انداخت هنر تکرار زندگی شخصی در شخص دیگر است و این تکرار ،موقعیت را برای بروز احساسات مهیا می کند

 

غرب آنلاین / معصومه علی حسینی - اخر هفته از طرف یک دوست ارزشمند برای دیدن تئاتر استخوان درد دعوت شدم ذاتا تئاتر را بر سینما و تلویزیون ترجیح میدهم چون ارتباط نزدیک تر و پیچیدگی  سکانس ها کمتر است و کلا زرق و برق بقیه هنرهای نمایشی را ندارد اما انگیزه زیادی برای رفتن نداشتم  من که زمانی برای دیدن یک تئاترتا تهران میرفتم ، از شما چه پنهان باور نداشتم که اجرایی به این زیبایی را تماشاگر باشم صادقانه بگویم تئاتر استخوان درد به تمام معنی زیبا و فقیر بود وقتی از توسعه نیافتگی صحبت می شود معنای ان کمبود امکانات است اما در اینجا نمیدانم چه کلمه ای  بکارببرم که نه کمبود  ، بلکه نبود امکانات را نمایندگی کند  گوشه ای از سالن فرهنگ و ارشاد که موکتی خاکستری تمام تزیین ان بود  ضمنا سن را از بقیه سالن هم جدا میکرد  انصافا انتخاب رنگ موکت هم برای اجرای این نمایش هنرمندانه بود محفل دوستانه ای که در انتهای نمایشگاه کتاب تشکیل شده بود با تمام نداشته هایش زیبا بود و تنها اجرای زیبای بازیگران این نمایش می توانست جمعیت دوستدار تئاتر را درحلقه تنگ صحنه نمایش دایره وار بر زمین بنشاند و میتوان گفت نشسته گان بر زمین  به نسبت وضعیتی بهتراز انان که بر  نیمکت های بی تکیه گاه که پدر کمر ادم را در می اوردنشسته بودند، داشتند  نمایشنانامه زیبای استخوان درد و انتخاب هنرمندانه گروهی از هنرمندان که بی هیچ الایشی و با تسلط وصف نشدنی واقعیت تلخ جامعه را روایت می کردند انسان را مسخ و غافل از وضعیت نابهنجار که از نطر جسمی در ان قرار داشت، میکرد بازیگران گویا زندگی را بازی میکردند و به تصویر می کشیدند بیان  ماهرانه درد و رنج ناشی از اعتیاد و فقر و بیکاری، بین جسم و روح بیننده فاصله ای عمیق می انداخت هنر تکرار زندگی شخصی در شخص دیگر است و این تکرار ،موقعیت را برای بروز احساسات مهیا می کند و به جرات میتوان گفت بعد درمانگر تئاتر در بین دیگر هنرها شاخص تر است  مدل کوچکی که توسط نویسنده و کارگردان تئاتر طراحی شده بود ، بیان و اجرای زیباتر ان توسط بازیگران مصداق عینی جامعه بود بیرون از این مدل هزاران دختر جوان فریب خورده، سرگردان و اواره کوچه خیابانهای بی کسی و بی پناهی  در مقابل چشمان حریص و کثیف برخی مردان نامرد پرسه میزنند دخترانی که از پناه و حریم بی تدبیری خانواده های خود ترد شده و عمر گران را در پس کوچه ها و پناهگاهای نامردی و نامرادی بیهوده و با طعمی تلخ سپری می کنند در این شهر رد پای جوانان جوانمرد که واقعا کسی نمی توانست چپ به دختران محل نگاه کند و اکنون ناموس را برای تامین مواد به بیگانه تقدیم میکنند  ؛به وضوح هست، هستند زنانی که هنوز حیا  و ایمان در زیر نقاب خودفروشی و اعتیاد انان مشهود است میتوان دید بچه هایی که با وجود اسم پدر در شناسنامه از داشتن پدر محرومند و میتوان یافت مادرانی که وقتی بچه را به امید زندگی بهتر رها میکنند و یا میفروشند با تمام وجود درد  کندن تیکه ای از وجود خود را تجربه می کنند  و به تمام معنی ارام جان  را به نامعلوم میفرستند با امید جلوگیری از سرنوشت شوم و معلوم.
متن و اجرای نمایش در وافع باشکوه تمام در میان فقر صحنه می درخشید تماشا گران بسیاری که انتظار ان نمی رفت شکوه صحنه را صد چندان کرده بود، دوستانی که نوشته های پر نقص بنده را با دید بزرگوادانه خود میخوانند واقف هستند که در نقد و توصیف هنر واقعا بی هنرم اما تئاتر استخوان درد همچون خاتونی فاخر  و گمشده در مخروبه ای متروک بود که فخر و زیبایی ش به  مخروبه جلوه ای خاص می داد  این توان و هنر جوانان شهر کمک و یاری مسیولین را می طلبد جمعیت تماشگر در شهری که نه مرکز تئاتر دارد و نه البفای ان ترویج شده امیدوار کننده بود اما ای کاش همه مردم شهر به این نمایش دعوت می شدند.

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

JSG_SUPPORT