آمار سایت

بازدیدکنندگان : 4801107
ما 99 مهمان آنلاین داریم
احیاء سازمان ملی جوانان: یک ضرورت اجتماعی چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات
شنبه, 17 تیر 1396 ساعت 18:00
  سعید حیدریان*

 

در سال 1390 در حالی طی یک اقدام عجولانه و غیر کارشناسانه  سازمان ملی جوانان با سازمان تربیت بدنی ادغام گردید و تشکیل وزارتخانه ورزش و جوانان را داد که همگان امیدوار بودند این وزارتخانه بتواند به جوانان کمک کند و اوضاع آنها را سروسامان بخشد. اما متاسفانه نه تنها اوضاع جوانان سروسامان داده نشد بلکه جوانان کاملا به حاشیه فرستاده شدند و تیم داری، ورزش، قهرمانی و مدال آوری به عنوان هدف اصلی این وزارتخانه تبدیل شد، غافل از اینکه 25 میلیون جوان نیاز داشتند که متولی داشته باشند و به خواسته ها و شرایط آنها توجه و رسیدگی شود.
آری جامعه ایران با تقریباً 25 میلیون جوان، یکی از جوانترین کشورهای دنیا است که از این نیروی کار، متاسفانه استفاده چندانی نمی شود و بیشترین بی نظمی رسیدگی در مورد این قشر مشاهده می گردد و شاید مهم ترین علت این اتفاق، فقدان یک سازمان منسجم و مرتبط با این قشر باشد که بتواند به عنوان متولی تخصصی و اصلی جوانان حقوق آنها را مطالبه نماید.
از نظر آسیبهای روان شناسی - اجتماعی این قشر از جامعه در معرض بیشترین آسیب ها قرار دارد. عدم توجه به نیازها و خواسته ها، سردرگمی هویت، بی هدف بودن، نبود مهارتها لازم، عدم توجه به آموزش، بیکاری، و غیره موجب شده است که جوانان تا حدودی از سرخوردگی اجتماعی رنج ببرند و دچار نوعی استیصال، ناامیدی و شکنندگی شوند، مسئله ای که اگر همچنان مورد غفلت و بی توجهی قرار بگیرد زمینه را برای ابتلا به انواع آسیبها  و بیماری ها مانند اعتیاد، افسردگی، اضطراب، ناامیدی و خودکشی فراهم می کند.
بالا رفتن سن ازدواج و عدم گرایش جوانان به ازدواج یکی از عواقب به حاشیه رفتن جوانان طی سالهای اخیر است که خود زمینه ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی است. شاید در نگاه اول علت این اتفاق اجتماعی، وضعیت شغلی و اقتصادی بیان شود اما این مسئله نمی تواند به تنهایی یک پدیده اجتماعی را تبیین کند. جوانان ما فاقد مهارتهای لازم برای تشکیل زندگی زناشویی هستند، فاقد عزت و اعتماد به نفس برای پذیرفتن یک زندگی بصورت مستقل هستند و توانمندسازی لازم در آنها صورت نگرفته است.
بنابراین وجود یک سازمان که بتواند نیازهای جوانان را رصد کند، خواسته های آنها را بررسی کند، چالشهای پیش روی آنها را شناسایی کند، مسایل مربوط به ازدواج و تشکیل خانواده را بررسی کند، آموزش های لازم را برای آنها و متناسب با شرایط برنامه ریزی، تدوین و اجرا کند و همچنین بتواند نتایج یافته های خود را در مورد جوانان و وضعیت آنها در اختیار نهادهای اجرایی قرار دهد و متناسب با آن مطالبه گری کند، ضروری به نظر می رسد.
شاید قهرمانی، مدالهای رنگی و درخشش در میادین ورزشی، شیرین و لذت بخش باشد ولی نباید فراموش کرد که همه جوانان این مملکت ورزشکار نیستند و قرار نیست اینچنین هم باشد و به نظر می رسد میدان زندگی، میدانی بزرگتر، مهمتر و ارزشمندتر است که میادن ورزشی جزء بسیار کوچکی از این میدان بزرگ محسوب می شوند و باید به جوانان آموخت قبل از اینکه مدالهای ورزشی رنگین کسب کنند سعی کنند مدال زندگیشان طلایی باشد.
لذا امید آن می رود که ریاست محترم جمهور، کابینه دولت تدبیر و امید و مسئولان مربوطه، تدبیری بیندیشند و با نگاهی علمی، تخصصی و کارشناسانه بدور از آزمایش و خطا، سیاسی گری و لابی گری به احیا سازمان ملی جوانان به عنوان یک ضرورت اجتماعی و نیاز بنیادی جامعه بنگرند تا جوانان از حاشیه به متن آورده شوند و  امید را در آنها زنده کنند، مسئله ای که باعث شادابی و شعف در جامعه خواهد شد و در بلندمدت ارزش افزوده بسیاری عاید مملکت کرده، مسیر اشتغال، کارآفرینی و توسعه پایدار را هموار خواهد کرد و از بروز بسیاری از آسیب های روانی و اجتماعی که هزینه های سنگینی را به جامعه تحمیل می کنند پیشگیری بعمل خواهد آمد. و اینچنین خواهد بود که امید حاصل از تدبیر دولت تدبیر و امید برای همیشه در اذهان جوانان و جامعه به یادگار خواهند ماند.

*  دانشجوی دکترای روان شناسی سلامت

آخرین بروز رسانی در شنبه, 24 تیر 1396 ساعت 04:50
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

JSG_SUPPORT