آمار سایت

بازدیدکنندگان : 4801108
ما 100 مهمان آنلاین داریم
اصول اخلاقی در مردم سالاری اسلامی چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات
شنبه, 02 اردیبهشت 1396 ساعت 10:55
حجت الاسلام سعید عزیزیان  

بی شک یکی از  مهم ترین اهداف درنظام مردم سالاری اسلامی ،   طراحی ساختار سیاست فردی و اجتماعی از لحاظ فکری و عملی  مبتنی بر اخلاق اسلامی است .  مدعی حضور و بروز در چنین ساختاری  ناگریز  از رعایت قوانین وضع شده در آن است. در این نوشتار به مبانی فکری و وجوه  «اخلاق در نظام مردم سالاری اسلامی وسپس به  ترسیم و توضیح چهار اصل مهم  می پردازیم که عبارتند از ؛
اصل حقیقت طلبی
اصل معاد گرایی
اصل عدالت محوری
اصل کرامت انسانی



الف) مبانی نظری
این مبنا  کاملاً جنبه درون دینی دارد و بر گرفته از  قرآن و سنّت پیامبراعظم (ص)است. چرا که قران مجید از یک سو می فرماید:«وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ؛ و تو دارای اخلاق بزرگ و برجسته ای هستی». (قلم: 4) و همگان را به اخلاق دعوت می کند و از سویی دیگر می فرماید:«ولکم فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ و برای شما پیامبر، الگوی نیکویی است». (احزاب: 21) و الگوی مناسب را معرفی می نماید .قطعا  تأثیر تربیتهای مربی بر متربی شخصیت آنچنانه ای خواهد ساخت که گویی خود، مربی است. 
مانند نقش تربیتی علی (ع) در محضرپیامبر(ص) که علی(ع) بارها به این مسأله و نقش تربیتی پیامبراعظم (ص) در شکل گیری شخصیت خود، تأکید کرده است:
« شما می دانید مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم چه رتبت است و خویشاوندیم با او در چه نسبت است. آنگاه که کودک بودم، مرا در کنار خود نهاد و در سینه خویشم جاداد... و من در پی او بودم در سفر و حضر ـ چنان که شتر بچه در پی مادرـ در هر روز برای من از اخلاق خود نشانه ای بر پا می داشت و مرا به پیروی آن می گماشت» (نهج البلاغه، خطبه 192)
در حقیقت  شخصیتی که قرآن و پیامبر (ص) از انسان  پدید آورد، شخصیتی کاملاً اخلاقی که جز حقیقت به هیچ چیز نمی اندیشد. و  اندیشه های پرورش یافته در چنین شخصیتی  هم در بعد  سیاست  و هم اخلاق کاملاً اصیل بوده وبه هیچ اندیشه سیاسی کهن و نو نیازمند نیست.
ب) اندیشه اسلامی ؛ سیاست و اخلاق
منظور از اخلاق و سیاست ، اخلاقی کردن سیاست در روش و هدف است.
روش سیاسی شامل عناصری همچون ؛ راه رسیدن به قدرت- روش حکومت- ساختار سیاسی- اخلاق زمامداری و کارگزار- رعایت حقوق مردم - اجتناب از ستم و.....
همانگونه  که در سطور پیشین  اشاره شد، تمام اندیشه های اسلامی از قرآن و سنّت پیامبر(ص) اقتباس شده است. زیرا پیامبر (ص)فلسفه بعثت خود را اتمام مکارم اخلاقی می داند و می فرماید: «برای تکمیل فضیلت های اخلاقی مبعوث شدم.»
واین خود بیانگر اهمیّت اخلاق از دیدگاه اسلام است. در اسلام قرب الهی غایت اخلاق است و موجب سعادت و کمال فردی می شود. بنابراین «فرامین الهی» مبنای اخلاق و «قرب الهی» غایت اخلاق می باشد. در همین راستا، سیاست اخلاقی هم زمینه لازم را برای سعادت جمعی فراهم می نماید.
خاستگاه سیاست اخلاقی در نظام اسلامی
.1حقیقت طلبی و اخلاق سیاسی
مبنای اخلاق از نظراسلام حق طلبی و دستورات الهی است. به طوری کلی تابع فرمان های الهی بودن و مراعات نمودن اصول اخلاقی را در زندگی فردی و سیاسی خود است. جوهر اندیشه های اخلاقی در نظام اسلامی برپایه شناخت و  تفکیک  حق و باطل است و تبعیت کامل از حق و حقیقت را انتخاب می نماید.
قرآن مجید در این باره می فرماید؛
«وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَـكْـتُمُوا الْحَقَّ وَ اَ نْتُمْ تَعْلَمونَ».(سوره بقره، آيه ۴۲)
حق را با باطل مخلوط نكنيد، و حقيقت را با اين كه مى دانيد، پنهان نكنيد.
«وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا».﴿سوره اسرا -۸۱ ﴾ (به امت) بگو که (دین) حق آمد و باطل نابود شد، که باطل خود لایق محو نابودی ابدی است.
این آیه شریفه نوید قطعی آمدن حق واضمحلال و هلاکت باطل رامی دهد. خداوند برای روشن کردن چگونگی تحقق این وعده، باطل را به کفهایی تشبیه می کند که بر روی آب غوطه ورند و از بین می روند و حق را به آبی تشبیه می کند که سودمند است و در زمین باقی می ماند و یا فلزاتی که به وسیله آتش ذوب می شوند تا از آنها زینت آلات و یا وسایل زندگی بسازند; آنها نیز کفهایی همانند کفهای آب دارند.
تشبیهی که خداوند ذکر کرده است، برای فهم اینکه چرا حق ماندنی و باطل از بین رفتنی است ما را کفایت می کند. حق همچون آب و فلزاتی است که واقعیت دارد و باقی می ماند و باطل همچون کفهای روی آب است که محکوم به هلاکت است. حق همچون آب و فلزات است که مفید، سودمند و باثبات است و باطل همچون کفهایی است که گرچه پر سر و صداست اما توخالی، بی ریشه، بی فایده و بالاخره نابودشدنی است. چون حق ریشه دار و باطل بی ریشه است. همان طوری که آب و فلزات موجب نابودی کفها می شوند، در جریان حق و باطل نیز حق است که به باطل چیره می شود و باطل را از بین می برد.
ویا اینکه در سیره عملی رسول خدا (ص) بر پایه آیات فراوانی از قرآن می‌توان چند روش مشخص را در دعوت مردم بازشناسی کرد. نخستین و اصیل‌ترین شیوه بر اساس «هدایت فکری» مردم از طریق استدلال و تقویت روح تفکر و تعمق در مردم بود. پیامبر در تمام دوران (13 سال) مکه با قوت از این شیوه استفاده کردند و تا آخر نیز دعوت مکرر قرآن به تأمل و تدبر و نیز توصیه به رسول خدا(ص) برای «دعوت به حکمت و موعظه»نشان آن بود که این راه ادامه دارد، و پیامبر (ص) با همین شیوه توانست تعداد زیادی را به اسلام فراخواند که از جمله آن‌ها ایمان آوردن مردم مدینه بود. (جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام ـ سیره رسول خدا (ص)، نشر الهادی، ص 447)
از نظر اسلام تشخیص حق اهمیت حیاتی دارد؛ ولی پیروی از آن، مهم تر است. به همین دلیل در اندیشه اسلامی  نسبی گرایی راه ندارد و تمام مبارزات برای نشان دادن تفاوت حق و باطل می باشد.
علی (ع) می فرماید؛ «واللّه لهی احب و الی من امرتکم الا ان اقیم حقاً وافع باطلاً»
به خدا قسم! این کفش نزد من از امارت و حکومت بر شما محبوب تر است؛ مگر اینکه حقّی را ثابت گردانم یا باطلی را براندازم.
ونیز می فرماید؛ «همانا برترین مردم نزد پروردگار کسی است که عمل به حق را بیش تر از باطل دوست داشته باشد، هرچند حق به او زیان رساند و اندوهگین اش کند و باطل به او سود رساند.»
بر همین مبناست که علی (ع) حتی حکومت را با همین معیار از مردم می پذیرد تا بتواند جایگاه حق را ثابت کند و باطل را از میان بردارد.
2. معاد گرایی، منشا  نگرش اخلاقی به سیاست
در نظام اسلامی غایت «آخرت» است. هدف تمام اندیشه ها و افعال در نظام اسلامی کسب سعادت اخروی و نزدیکی به خداست. ودنیا راگذرگاهی بیش نمیداند که پرداختن به آن بیش از موقعیتش چیزی جز خسران در پی نخواهد داشت این نوع نگرش در قران و سیره پیامبر (ص)کاملا مشهود است .
قران کریم سيماي آخرت را در آيات متعدّدي بیان نموده است  وجود حدود 1200 آیه درباره معاد در مجموع قرآن مجید که قریب به یک سوّم آیات قرآن را تشکیل مى دهد، و این که تقریباً در تمام صفحات قرآن بدون استثناء ذکرى از معاد به میان آمده; و این که بسیارى از سوره هاى اواخر قرآن به طور کامل، یا به طور عمده، درباره معاد و مقدّمات و علائم و نتایج آن سخن مى گویدشاهد گویایى بر این مدّعى است.
در جاى جاى قرآن مجید بعد از موضوع ایمان به خدا، ایمان به جهان دیگر آمده، و تقریباً در 30 آیه این دو موضوع را قرین هم قرار داده«یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ»و یا تعبیرى شبیه آن فرموده است همچنین در بیش از 100 مورد اشاره به « اَلْیَوْمِ الاْخِرَةِ» یا« اَلاْخِرَة» فرموده است.
پس نتیجه خواهیم گرفت که؛
الف؛ ایمان به خدا و حکمت و عدالت و قدرت او بدون ایمان به معاد کامل نمى گردد
ب؛ایمان به معاد، به زندگى انسان مفهوم مى دهد; و زندگى این جهان را از پوچى درمى آورد.
ج ؛ایمان به معاد روند تکاملى زندگى بشر را در مسیر روشنى نشان مى دهد.
د ؛ایمان به معاد ضامن اجراى تمام قوانین الهى، و انگیزه اصلى تهذیب نفوس، و احقاق حقوق، و عمل به تکالیف، و ایثار شهیدان، و فداکارى فداکاران است، و انسان را حسابگر خویش مى سازد.
ه؛ ایمان به معاد روح دنیاپرستى را که خمیر مایه تمام خطاها و جنایات است تضعیف مى کند، و دنیا را از صورت یک هدف نهایى بیرون آورده، مبدّل به یک وسیله براى نیل به سعادت جاویدان مى سازد، و چقدر میان این دو دیدگاه تفاوت است!
و؛ایمان به معاد به انسان در برابر شدائد نیرو مى بخشد و چهره وحشت انگیز مرگ را که همیشه به صورت کابوسى بر افکار انسان ها سنگینى داشته، و آرامش را از آنها سلب مى کرده، دگرگون مى سازد; و آن را از مفهوم فنا و نیستى به دریچه اى به سوى جهان بقا تغییر مى دهد.
همچنین معاد گرایی در سنت و گفتار پیامبر و ائمه علیهم السلام نیز بیانگر همین موضوع است که به پاره ای از آنها اشاره می شود:
روایات اهل بیت در مورد قیامت به مسائل و جهات متعددی توجه دارند که همگی آنها حکایت از انکار ناپذیری معاد و قیامت دارد. بعضی از موارد بیان شده در روایات عبارت اند از:
الف؛درخواست ایمن بودن در قیامت: امام علی (ع) می فرمایند: خدایا از تو امان می طلبم در آن روزی که نه مال و ثروت به کار آید و نه فرزندان، مگر کسی که با دلی پاک به سوی خدا بیاید. (بحار الانوار، ج ۹۴ ص ۱۰۹ )که ابزار ایمن بودن در قیامت را برخورداری از دل پاک می داند.
ب؛ بیان موجبات سرور و خوشحالی در قیامت: امام رضا (ع) یکی از موجبات سرور در قیامت را چنین بیان می کنند: کسی که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش می گرداند.( میزان الحکمه، ح ۱۳۰۱۱)در روایت دیگری پیامبر (ص) می فرماید: هر کس کودک خردسالی از نسل خود را راضی کند تا خشنود شود خداوند در روز قیامت در پی خشنودی او باشد تا آن گاه که خشنود شود.( میزان الحکمه، ح ۲۲۶۳۲)
ج؛ بیان وسیله رفع اندوه در قیامت: امام رضا (ع) می فرماید: هر کس اندوه مؤمنی را بزداید خداوند در روز قیامت غم از دلش می زداید.( کافی ج ۲، ص ۲۰۰ )
د؛ بیان چشم های گریان در قیامت: پیامبر (ص) در روایتی به فاطمه زهرا (س) می فرماید: ای فاطمه، همه چشم ها در روز قیامت گریان است جز چشمی که بر مصیبت های حسین (ع) بگرید.( بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۹۳)
و؛بیان این که مرگ برای مؤمن موجب رسیدن به نعیم ابدی است: امام حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به اصحاب باوفایش می فرماید: ای فرزندان کرامت و آقایی، اندکی صبر پیشه کنید که مرگ جز پلی نیست که از آن عبور داده می شوید و از زندگی نکبت بار و سخت این جهان و این شرایط، به سوی بهشت و نعمت های دائمی آن رهسپار می گردید.( بحار الانوار، ج ۶، ص ۱۵۵)
ی؛امام حسن مجتبی (ع) می فرماید: مرگ بزرگ ترین شادی و خوشنودی است که بر مؤمن وارد می شود هنگامی که از این خانه و زندگی سخت و مشکل به سوی یک زندگی پر نعمت ابدی پرواز می کند.( بحار الانوار، ج ۶ ص ۱۵۴)و … .
اینها بخشی از روایاتی است که اصل قیامت را اثبات و بسیاری از ویژگی های آن را بیان فرموده است. بر این اساس با این ادله محکم هیچ گونه شک و تردیدی در امکان و وقوع معاد باقی نمی ماند.
براین اساس هر عملی که دنیا و اهداف و منافع دنیوی را بر آخرت و سعادت اخروی انسان ترجیح دهد، مردود است. هیچ هدف عالی دنیوی انسان را مجاز نمی کند به آنچه موجب کیفر اخروی است، نزدیک گردد. این دیدگاه ریشه در سعادت دارد که عنصر اصلی اندیشه سیاسی اسلام است. در نتیجه هر عملی که به سعادت اخروی انسان منجر شود، پسندیده و هر عملی که به زیان اخروی اش انجامد، ناپسند است. این مسأله در تمام حوزه های زندگی سیاسی، اجتماعی و فردی انسان حاکم است. پس نمی توان در سیاست براساس مشی غیر اخلاقی عمل کرد،زیرا موجب کیفر اخروی می شود.
البته ذکر این نکته هم ضروری است که آخرت گرایی به معنای بی توجهی به دنیا نیست. زیرا غایت زندگی، سعادت اخروی است و اعمال دنیوی تا جایی ارزشمندند که بتوانند انسان را بدین هدف رهنمون سازد  و چنانکه بین منافع دنیوی و غایت اصلی، تعارض ایجاد شود، بی تردید قرب الهی بر منافع دنیوی ترجیح دارد.
3. عدالت، مبنای سیاست اخلاقی
عنصر ذاتی و مهم ترین رکن سیاست از دیدگاه مردم سالاری اسلامی «عدالت» است. اندیشه سیاسی بدون درک مفهوم و اهمیّت عدالت قابل درک نیست. از این منظر  در اجرای عدالت هیچ گونه انعطافی را قابل پذیرش نیست هرچند که در این مسیر مشکلات زیادی به عنوان مانع برای تحقق آن پیش رو قرار میگیرد
ارزش و بزرگی عدالت در سطح اجتماع از منظر قرآن به حدی است که به صورت اصلی بنیادین بدل ناپذیر مطرح گشته و خداوند به طور قاطع به آن فرمان می‏دهد و آن را واجب می‏کند:
«ان اللّه‏ یامربالعدل...» (نحل /90)
«یا داود انّا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالعدل» ) ص/26(
و در همین راستا به جامعه اسلامی متذکر می‏شود که بدیها و دشمنیهای مخالفان نباید شما را از راه عدالت بیرون برد، حتی با دشمنانتان با عدالت رفتار کنید:
«ولا یجرمنّک شنآن قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هواقرب للتقوی» )مائده /8)

این اصل قرآنی (اجرای عدالت کامل در جامعه بشری) در سیره عملی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آشکار بود. امام باقر (ع) می‏فرماید:
«بطل ماکان فی الجاهلیة واستقبل الناس بالعدل»( الحیاة، ج 6، ص 359 )
پیامبر (ص) رسوم جاهلیت را از میان برد و در برخورد با مردم از عدالت آغاز کرد.
بدین وسیله حیات و زندگی این مفهوم از سر گرفته شد و ارزش فوق‏العاده‏ای یافت و از این رو علی علیه‏السلام آن را از جود و بخشش برتر می‏داند (نهج البلاغه، حکمت 437) زیرا از نظر آن حضرت «آن اصلی که می‏تواند تعادل اجتماعی را حفظ کند و همه را راضی نگه دارد، به پیکر اجتماع سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد، عدالت است.
نظر به اهمیت و بزرگی کارکرد عدالت در جامعه، قرآن کریم آن را در زمینه‏های مختلف تعمیم داده است. لزوم رعایت عدالت در شهود،عدالت در گفتار، عدالت به هنگام داوری و قیام به عدالت در تمام مراحل زندگی بیانگر این اهمیت است و هیچ چیز نمی‏تواند جای آن را بگیرد.
4.کرامت انسانی و سیاست اخلاقی
در مردم سالاری اسلامی  «کرامت انسان» در عالی ترین درجه ممکن رعایت می شود. انسانها در این نگرش بدون توجه به دین و اعتقادشان کرامت دارند و باید به ارزش انسانی آنان احترام گذاشت
آیات متعددی در قرآن کریم، دال بر کرامت ذاتی عموم انسانها دارد که به چند آیه اشاره می شود . در سوره خداوند می فرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا» (اسراء آیه ۷۰ )خداوند می فرماید: ما نوع آدم (انسانها) را کریم (بزرگ) داشتیم که ما نوع انسانی را بر بسیاری از مخلوقات برتری دادیم.
در خداوند متعال وقتی مراحل خلقت انسان را از نطفه تا دمیده شدن و نفخ روح می‌‍‌فرماید و وقتی به مرحله آخر می رسند «ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ» ( مؤمنون /14) پس از این مرحله می فرمایند: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ » همان طور که قبل از آن فرموده بودند «أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ» یعنی سنخ دیگری از خلقت در این مرحله به وجود می آید به خاطر مرتبه وجودی و بلندمرتبه و عالی بودن این مرتبه از خلقت، خداوند متعال به خودشان أحسن می فرمایند و خودشان را برای این نحوه از خلقت می ستایند. یا در آیه می‌فرمایند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» (۴ سوره تین) [که] براستی انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم.
در سخنان گهر بار معصومين (ع)،گوهر كرامت به عنوان زير بناي اخلاق اسلامي محسوب  مي گرددکه روایات بسیاری در مورد کرامت انسانی وجود دارد :
همچنین آن حضرت می فرمایند: «روزی پیامبر(ص) و اصحاب آن حضرت در جایی نشسته بودند که جنازه شخص یهودی را از آن مکان عبور دادند. حضرت به احترام جنازه برخاست. چند قدمی او را تشییع کرد و سپس نشست. در این هنگام، یکی از اصحاب گفت: یا رسول الله او شخص یهودی بود. حضرت فرمود: آیا انسان نبود و در انسانیت با دیگران مساوی نبود؟ برای احترام به او، همین کفایت می کند. (بحار الانوار، ص273) آن گاه فرمود: کفار اهل ذمه با شما مسلمانان برابر و مساوی اند و تمام حقوقی که شما دارید، آنان نیز از همان مزایا برخوردارند.
امام علی(ع) در غررالحکم می فرماید: لَیْسَ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ أَکْرَمُ عَلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ مِنَ النَّفْسِ الْمُطِیعَةِ لِأَمْرِه «حضرت می فرمایند: بر روی زمین هیچ موجودی کریم تر و بزرگوارتر و ارزشمندتر نزد خداوند متعال از انسانی که مطیع امر پروردگار باشد نیست.

 

آخرین بروز رسانی در شنبه, 02 اردیبهشت 1396 ساعت 11:08
 

نظرات  

 
+1 #1 123 02 اردیبهشت 1396 ساعت 11:16
بسیار عالی درود بردکتر حاج اقاعزیزیان
نقل قول
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

JSG_SUPPORT