آمار سایت

بازدیدکنندگان : 5129236
ما 77 مهمان آنلاین داریم
"اتاف" ضرورت طرح تغییرات حوزه های انتخابیه استان ایلام چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات
جمعه, 17 دی 1395 ساعت 18:06
علی ایار- پژوهشگر مسایل اجتماعی

غرب آنلاین /  از منظر سیاسی طرح افزایش تعداد نمایندگان مجلس استان ایلام  را می توان به مثابه  مولفه ای در افزایش قدرت قانونی نمایندگان مجلس شورای اسلامی استان  در راستای انجام وظایف تعریف شده قانونگذاری ، نظارت و پیگیری موکلان – شهروندان- تلقی نمود، اما وجه پنهان موضوع وجوه جامعه شناختی این فرصت است که به گونه ای اجتناب ناپذیر ضرورت تغییر در حوزه های انتخابیه را پیش روی مجریان و متولیان امر قرار داده است.

در این میان مسأله از زوایای گوناگون و به انحاء مختلف در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، محافل خانوادگی فضای عمومی جامعه و رسانه های مورد بحث و واکاوی قرار  گرفته است. واکنش ها متفاوت، موضع گیر های متناقض در فضای مجازی و محاورات شهروندان نشان می دهد که فرصت حادث شده جهت بهره برداری در مسیر توسعه استان دارای پیچیدگی های خاص خود است که با غفلت از جنبه های جامعه شناختی آن از فبل فرصت به دست آمده ، بهره ای جز افزایش کمی و رقمی تعداد نمایندگان نصیب مردم نخواهد شد و احتمالا تنش ها، شکاف ها و نارضایتی ها جدیدی به موازات این فرصت ایجاد شود. اگر چه در حال حاضر هم تنش ها و شکاف ها موثر بر فضای انتخاباتی  مجلس و شورا های شهر  و روستا در ایل شهر های کشور- شهر های با بافت قوی و قبیله ای- دارای وضعیت پروبلماتیک و مسأله ای است.

طرح افزایش نمایندگان مجلس بار دیگر تنش ها و شکاف های مسأله ساز انتخابات مجلس و شورا های محلی را برجسته تر خواهد نمود.  پیچیده گی این فرصت می تواند همزمان "تهدید کننده" و هم یک" فرصت" تلقی نمود. البته با مواجهه خردمندانه می توان پیچیدگی را به  یک فرصت و ضرورتی برای  دمکراتیک سازی و توسعه  فضای سیاسی استان مبدل نمود.   به منظور تبدیل فرصت حادث شده به مکانیسمی جهت توسعه سیاسی استان باید تصمیمات در خصوص این "موضوع" مبتنی بر یافته های متقن ومبتنی بر متد علمی باشد در این زمینه "اتاف" – ارزیابی تاثیر اجتماعی و فرهنگی- طرح تغییر حوزه انتخابیه پیشنهاد می شود. اگر چه تجربیات سال های گذشته نشان می دهد که بسیاری از سیاست ها و پروژه ها بدون توجه به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی اجرا می شوند از جمله اجرای سدها، ارتقای مراکز روستایی به بخش ، شهر و... که حاصل آن چیز افزایش مسایل مختلف اجتماعی، نارضایتی از زندگی ، کاهش کیفیت زندگی و... نبوده است. امروزه هدف از برآورد پیامدهای اجتماعی- اتاف- حصول اطمینان از این امر است که پروژه‌های در نظر گرفته‌ شده بیشترین بازده و کم‌ترین هزینه‌ها را به همراه داشته باشند، به ویژه آن دسته از هزینه‌ها که بر اجتماع تحمیل می‌شوند. در کشوره های پیشرفته دنیا از دهه 1970 اتا پروژه ها و سیاست ها در سطح قبل، حین و پس از اجرا یک رویه پذیرفته شده است.  پروژه تحقیقاتی اتاف - ارزیابی تاثیر اجتماعی و فرهنگی- می تواند با برآورد و یا پیش بینی تأثیرات اقتصادی- اجتماعی، سازمانی، اجتماعی و روان شناختی یک پروژه و سیاست هزینه های ناشی از آن را تقلیل داده و بستر اجتماعی حامی اجرای سیاست را شناسایی نماید. اگر چه شواهد امر نشان می دهد که اراده ای برای رصد کردن نظر واقعی مردم که انتخاب کنندگان  و ذینفعان اصلی نمایندگان مجلس هستند وجود ندارد. اگراین اراده هم وجود دارد ظاهرا به صورت غیر متدیک- غیر روشمند- در سدد ارائه طرحی است که بی شک جوانب این تصمیم مهم را در ابعاد مختلف نادیده خواهد گرفت. این در شرایطی است که در کشورهای پیشرفته دنیا  حتی در ساخت پروژه های عمرانی از قبیل بزرگراه، پل ها، سد و جاده سازی و... تأثیرات اجتماعی یک پروژه در قبل، حین انجام  و بعد از اجرا شدن پروژه  مورد تحلیل قرار می گیرد. به عنوان مثال قبل از اجرایی شدن یک پروژه عمرانی مثل سد و نیروگاه باید پیامد های اجتماعی این پروژه عمرانی مورد مداقه قرار گرفته تا عوارض منفی را تا حد ممکن کنترل و تعدیل نمود و با شناسایی بازندگان و برندگان هر پروژه با طراحی سیاست ها مناسب اجرای پروژه اگر چه با تحمل هزینه های بیشتر ،  برنامه و یا پروژه را به یک صحنه برد- برد تبدیل نمود. آن چه در مورد این موضوع- افزایش تعداد نمایندگان و تغییر حوزه- مطرح می شود بیشتر بیانگر حاکمیت گفتمان بوروکراتیک و نخبه گرایانه  در مورد طرح افزایش تعداد نمایندگان مجلس  و تغییر چهره حوزه انتخابیه استان است و مردم به عنوان برندگان و بازندگان اصلی این برنامه نمی توانند ایفای نقش کنند و آن چه هم در سطح سیاسی و اداری استان به عنوان تصمیم به نمایندگان و در جمع بندی نهایی به عنوان قانون ابلاغ شود بدون دریافت و تحلیل علمی نظرات جامعه یک سیاست "منولوگی" است که منعکس کننده خواسته ها، تمایلات و ارزش و اولویت های اجتماع محلی و یا مردم نیست. بنابراین برای دخیل نمودن ارزش ها و اولویت های مردم در اجرایی نمودن سیاست ها و پروژه ها  با "دیالوگی " نمودن برنامه و پروژه ها و سیاست گذاری، باید صدای تحریف نشده مردم که مشتمل بر ارزش ها و اولویت ها آنهاست شنید. این مهم جز از طریق پژوهش روشمند اتاف-ارزیابی تأثیر اجتماعی و فرهنگی – تغییر حوزه های انتخابیه امکان پذیر نیست. نباید غافل بود که آنچه حاصل جلسات ادرای و سازمانی و بوروکراتیک است نمی تواند منعکس کننده انتظارات و اولویت های اجتماع محلی و مردم باشد. بنابراین قبل از هرگونه تصمیم باید سناریو های مختلف برای این تصمیم طراحی، پیامدهای هر سناریو برآورد و  واکنش شهروندان و اجتماعی محلی را در برابر هر سناریو پیشنهادی را مطالعه و در نهایت پیشنهادی که منعکس کننده اولویت ها و انتظارت مردم باشد و کمترین تعارض با نظام الویت ها، مناسبات و سنت اجتماع محلی دارد اجرا شود در غیر این صورت ظرفیت و فرصت افزایش یک نماینده در بازه زمانی نا مشخصی می تواند منشاء تنش ها، نارضایتی های اجتماعی از یکسو و نا کارمدی سازمانی در استان باشد. نمایندگان مجلس هم باید قبل از ایلاغ طرح به عنوان قانون، رویه نظر خواهی از نخبگان سیاسی، اجرایی را کنار گذاشته زیرا این رویه فقط بیانگر تنها بخش محدودی از اولویت ها و انتظارات موکلان آنهاست  بنابراین ضرورت دارد تا با اتخاذ سیاستی دیالوگی بخش اعظمی از اولویت ها و انتظارات  شهروندان مورد توجه قرار بگیرد و این  تنها با اتکای به یافته های  تحقیقی روشمند مانند- اتاف- و طراحی  سناریو و سیاستی با کمترین بازنده و پیامد منفی و بیشترین برنده و پیامد مطلوب انکان پذیر است.

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 05 بهمن 1395 ساعت 05:20
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

JSG_SUPPORT