آمار سایت

بازدیدکنندگان : 6876413
ما 88 مهمان آنلاین داریم
سایه نبود همسر در طوفان زندگی/ بنی آدم اعضای یکدیگرند... چاپ فرستادن به ایمیل
خبر
چهارشنبه, 04 بهمن 1391 ساعت 15:03
فرشته سنجیده/ درآن سوی آرامش زیبایی ها افرادی هستند که تمام لحظات خود را با کوله باری از اندیشه و مهربانی و سرشار از دلتنگی ثانیه ها را با شانه های سپیده پیوند می زند و به زنان و کودکان بی سرپرستی می اندیشد که شبها را گرسنه سربه گوشه با لش میگذارید تا شاید دروازه خوشبختی کودکانی که سالها سایه پدر را از سر خود کم دارند و این سایه نبودن پدر خوابهای کودکانه شان را به کابوسی تبدیل کرده است بگشاید آری این کودکان حتی در بازیهای کودکانه خود منتظر آمدن پدر مانده اند   

خدمت رسانی توفیقی است که نصیب هرکسی نمیشود و لیاقتش را باید از خداوند گرفت در روایات مکرر آمده است:شخص مسکین فرستاده خداست که بسوی شما آمده تا مقداری از بارگناه و گرفتاری شما را از دوشتان بردارد لذا از فرصت باید استفاده نمود این دیدگاه که کار خیر یک موفقیت معنوی است به انسان نشاط و ذوق و شوق خدمت گذاری میدهد وآن را بهانه ای پربهاء برای رفتن به بهشت می داند 
روزها و شب ها از پی هم می آیند میروند و من پیش از پیش بار سنگین مسئوولیت را بر شانه های خود احساس میکنم
درآن سوی آرامش زیبایی ها افرادی هستند که تمام لحظات خود را با کوله باری از اندیشه و مهربانی و سرشار از دلتنگی ثانیه ها را با شانه های سپیده پیوند می زند و به زنان و کودکان بی سرپرستی می اندیشد که شبها را گرسنه سربه گوشه با لش میگذارید تا شاید دروازه خوشبختی کودکانی که سالها سایه پدر را از سر خود کم دارند و این سایه نبودن پدر خوابهای کودکانه شان را به کابوسی تبدیل کرده است بگشاید آری این کودکان حتی در بازیهای کودکانه خود منتظر آمدن پدر مانده اند تا تجربه زیباترین لحظه های زندگی کودکانه را در رویا ببینند دوست ندارم گزارشم را آنطور که نبود جلوه دهم یا زیاد بزرگ نمایی کنم به دور از هرگونه شیله پیله اهل بزرگ نمایی نیستم تقربیا اوایل هفته است طبق برنامه ریزهای تعیین شده امروز نوبت بازدید از خانواده های بی سرپرست بود این بازدید اندکی قبل از ظهر کلید خورد آن هم در هوای مطبوع نیمه سرد فاصله کوتاه استانداری تا میدان شهداء چند دقیقه می شد سکوت سنگینی بر فضای کوچک اتومبیل حاکم بود، با مدیر کل امور بانوان استانداری همراه بودم، قرار دیدار بود، دیدار، نشستن پای درد دل ها و شنیدن ناگفته هایی از روزهای زنانی که هیچ کس جز خودشان قادر به درک آن نیست!
خانم نادری فضای سکوت را شکست وبه توضیح مختصری در مورد زنان سرپرست خانوار پرداخت و گفت : زنان سرپرست خانوار از جمله گروه های آسیب پذیر جامعه هستند که گاه عواملی مثل طلاق ،فوت ،اعتیاد همسر و متارکه یا از کار افتادگی موجب آسیب پذیری این طیف از جامعه می شود این گروه از جامعه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند و سازمانهای خدمات رسان با هدف حفظ ارزش احترام خدمت گیرندگان و برخورداری از زندگی مناسب ایجاد زمینه های لازم برای باز توانی و استقلال خدمت گیرندگان و اشتغال پایدار انجام می پذیرد. این دغه دغه ها برایم قابل ستایش بود در اندیشه همین افکار بود م به مقصد رسیدیم از خودروپیاده شدیم کوچه تنگ و باریک بود، از قدم ما صدای بازی کودکانه ها به سکوت نشست حضور چند غریبه شوق را در بی کسی چشمان پر از تعجب شان رقصاند، مدیر کل امور بانوان دستی به سر کودکان کشید و با گفتن جمله ای محبت آمیز خنده را برلبانشان نشاند . با ورود به منزل آن سرپرست خانواروگفتن یاالله داخل شدیم، سلام علیکم، بفرمایید، حیاط را با دو قدم به انتها رساندیم من با نگاهی متفاوت به همه جای خانه خیره شده ام زن دائما اصرار کرد ما را در اتاقی که گرمتر است بنشاند اگرچه در آن لحظه برای ما تفاوتی نداشت ولی با اصرار وی در مکان مورد نظر نشستیم و بیست دقیقه ای به گفتگو پرداختیم خانم نادری مدیر کل بانوان سعی میکرد با صحبت هایش فضای صمیمانه ای بوجود بیاورند تا بتواند به اندازه کافی از وضعیت آن زن اطلاعاتی کسب کنند و گره ای از مشکلاتشان باز کند زن متولد 1355بود ولی غم زندگی آنچنان وی را شکسته کرده بود که بیشتر از سنش نشان می داد و او خیلی زود همه چیز از دست می دهد ..مسئولیت .4فرزندرا عهده دارمی شودخانم نادری از اوضاع زندگی اش پرسید و زن گویی در طلب فرصتی غنیمت بود که سفره دلش را باز کرد؛ چند سال است که شوهرم به جرم اعتیاد و دیه زندانی شده و من با چهار تا بچه باید خرج خانه را تامین کنم، سوادی دارم ولی کارهای خانگی از قبیل سبزی خرد کردن خیاطی و دیگر کارهای امثال ان را بخوبی بلدم اما خوب خرج گران است. با چهار تا بچه قد ونیم قد برام سخته که هم کار کنم هم و مراقب بچه ها باشم اما چاره ای ندارم چیکار کنم؟ آهی کشید و انگار مشکش خانه اشک شدو با بغض گفت : این دختربزرگم است که یک ازدواج ناموفق و نوزادی 50.روزه را علی رغم میل باطنشی که حاصل این ازدواج بود به شیرخوار فرستاده است نگاه به چهره ان دختر معصوم و نبود فرزند در آن لحظات انچنان وی را سرخورده در فکر فرو برده بودکه تنها با سرتکان دادن به سوالاتم پاسخ می داد زن با صدای گرفته و چشمانی پر از اشک ادامه داد : خانم به خدا این دختر بزرگم به جای مدرسه رفتن باید بشینه و به جای من از خواهر وبرادر کوچیکترش مواظبت کنه، هجده سالشه اما ........ به خدا روزی شاگرد اول بود خانم اگه کار فرش بافی، بافتنی، بلد بودم توی خانه کار می کنم دیگه مجبور نبودم بیرون از خانه کار کنم... هق هق کلام از زبانش برید و مدیر کل بانوان با قول مساعدت وی را آرام کرد و با تشویق او برای شرکت در کارگاه های حرفه آموزی کمیته امداد او را امیدواری داد، خانم نادری دریچه ای تازه بر روی زن تنها گشوده بود و زن دائما سوال می کرد می خواست بداند که آیا راهی برای آسایش از دغدغه هایی که به تنهایی به دوش می کشد هست یا نه... قرار شد دخترش هم دوباره سر کلاس درس بنشیند همین که امید قطره های اشک زن را خشکاند گفت : اگر این فرزندان نبودند نمیدانم از کجا سر در می آوردم زنی که نهایت رنج و مشقت را به جان میخرید و هیچ نمی گوید با عث افتخار جامعه ماست یا علی گفتیم و برخاستیم تا شاید با پیغامی درد دل دیگری را بتوانیم تسکین بخشیم با اینکه من بارها با مقامات استانی و کشوری به بازدیدها از خانواده هابی بضاعت رفتم اما هرگز برایم عادت نشده که نسبت به این موضوعات به حالت عادی بنگرم ناراحتی در چهره ام بخوبی نمایان بود اما بر خود مسلط شدم مدیر کل بانوان برنامه ها و راهکارهایی خوبی برای التیام آلامی داشت که بر زندگی زنانی قهقهه می زد که هر یک به دلیلی محکوم به حبس در زندان تنهایی و بی کسی شده بودند زنانی که موقعیتشان جامعه را نیز کور و کر کرده و نگاه های زشت با چماق تقصیرات بر سرشان ضربه می زند
در سکوتی دیگر به منزلی در حاشیه شهر رفتیم لحظه ای بعد صدای زنگ سکوت را شکست و صدایی پرسید کیه؟ و در را باز کرد زن می دانست میهمان دارند، ما را شناخت و با کلام متینش همراهی مان کرد، محض ورود با استقبال گرم خانم خانه روبه رو شدیم و ما در اتاقی محقر اما در فضای سرد که تنها گفته ها میتوانست این فضا را تغییر دهد لذا زن بدون مقدمه شروع کرد به گفتن نداشته ها ابتدا از همسرش سخن به میان آورد که او مثل باران پر از تکرار طراوات بود . اما نشد جاودانه در کنار ما بماند و رفت به عالم نور و انجا درازا کشید و هرگز فکر نمی کردم این قدر تنها شوم بیشترین چیزی که ان زن را آزار می داد بیماری قلبی دختر و هزینه گزاف درمان ان بود وی می گفت ، الان چند سال است که دختر بزرگش خرج خانواده چهار نفره اش را تامین می کند دخترش در مغازه لباس فروشی برای حقوقی اندک کار می کرد، زن احساس شرمندگی اش را نمی توانست پنهان کند دست بر پیشانی گذاشت و سکوت کرد،.نداری از و رنج و گرفتاری در این خانه حرف ها برای گفتن داشت، هر کلام داستان از درد و مشکلی می گفت که اهل خانه با آن دست و پنجه نرم می کردند...
آن روز با مدیر کل امور بانوان استانداری درهای زیادی را زدیم و به غمکده هایی قدم گذاشتیم که ذهن من و ما از آن در دغدغه کارهای روزمره چشم ها را بر روی سیاهی این مناظر بسته از دردهایی شنیدیم که گوش جامعه را حتی قلقلک هم نمی دهد، چهره هایی را دیدیدم که از رنج تازیانه خورده بودند، نقاشی های کودکانه ای را در دست گرفتیم که غم بی کسی و تنهایی را بی رنگ به تصویر کشیده بودند.. اینبار صدای درد و آلام این همنوعان نگذاشت فضای اتومبیل از سکوت پر باشد،به گفته مدیر کل بانوان گام اول را باید در مسیر فرهنگ سازی برداشت، بایددیدگاه جامعه را نسبت به این خانواده ها و خصوصا زنان بی سرپرست و سرپرست خانوار تغییر داد، مدیرکل بانوان می گفت باید به فکر برنامه های راهبردی بود، باید این زنان را برای نجات از حصار تنگدستی به سمت حرفه آموزی هدایت کرد و جسارت حضور در بازار کار را در آنان تقویت کردو...
امثال این خانواده ها در استان کم نیستند که باید حمایت شوند، اگر طوفان زندگی بنا به هر دلیلی سایه همسر را از سرشان کم کرده باید این فقدان را تا حد ممکن برای آنها جبران کرد، لذا بی توجهی به این قشر می تواند تهدیدی برای اجتماع باشد هدایت این افراد در مسیر صحیح، بستر سازی برای ورود آنان به حیطه فعالیت های اجتماعی و فراهم آوردن فرصت های شغلی نیز اعطای شخصیت و حقوق اجتماعی که نمود بارز توجه به این افراد است به راحتی می تواند این تهدید را به فرصت تبدیل کند، از طرفی بایستی برای پاک شدن دیدگاه های سنتی که مانع از حضور دختران در شغل هایی می شود که اغلب به عنوان شغل های مردانه معرفی می شوند تلاش کرد که زمینه را برای ورود دختران تحصیلکرده به عرصه فراهم کرد لذا زنان ثابت کرده اند می توانند در شغل هایی که به اصطلاح مردانه شناخته شده موفق باشند. سامان دادن به وضعیت این قشر نیازمند تنظیم برنامه های توانبخشی و راهبردی است که ممکن است آثارش در دراز مدت نمایان شود اما رسیدگی به امور این افراد به عنوان گروهی از جامعه ضروری است
آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 04 بهمن 1391 ساعت 15:06  

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

JSG_SUPPORT